عبدالجواد جودی خراسانی

یاد آورم چو واقعه کربلای تو

بازگشت
یاد آورم چو واقعه کربلای تو 
دل خون شود ز دیده درآید برای تو 
 
چشم پر اشک من چو فتد بر ستارگان 
یاد آرم از جراحت و از زخم‌های تو 
 
با دیده پر آب چو بر آب بنگرم 
دل ز آتش غم آب شود از برای تو
 
از پا فتاده بینم اگر نخل نورسی 
یاد آورم ز اکبر گلگون قبای تو 
 
هرجا که بزم عیش و عروسی به پا شود 
سوزم ز بهر قاسم نو کدخدای تو 
 
طفلی نظر کنم چو در آغوش باب خویش 
یاد آورم ز اصغر شیرین لقای تو
 
هرگه به گوش می‌رسدم ناله زنی 
گریم به حال زینب غم مبتلای تو 
 
دودی چو از زمین به سوی آسمان رود 
یاد آیدم ز سوختن خیمه‌های تو 
 
اکنون که رفت فیض حضور تو از کفم 
بهتر همان که گریه کنم در عزای تو
 
جودی نثار مقدمت ار جان کند کم است 
ای سر نثار مقدمت ای جان فدای تو
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت