نا مشخص

پیش تو موسی عمران و تکلم، هرگز

بازگشت
پیش تو موسی عمران و تکلم، هرگز
با وجود تو کنم راه خدا، گم، هرگز
 
موی جو گندمیت، جنت اعلی من است
دل دهم بر دو سه تا خوشه ی گندم، هرگز
 
باده ی ناب، میان لب تو خوابیده
به گدایی بروم در طلب خم، هرگز
 
مست لا یعقلم و عربده کش می خوانم
تا تو هستی، مدد از منت مردم، هرگز
 
تا به دنبال نگاه نگرانت هستم
دل شود غرقه ی دریای تلاطم، هرگز
 
زان شبی که همه ی عشق تو را دزدیدند
رد شد از روی لبت، بوی تبسم، هرگز
 
آن شبی که به سر دوش، سحر می بُردید
دست خیبر شکنت، وااااای خدا می لرزید
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت