علی اکبر لطیفیان

شکر خدا دعای سحرها گرفته است

بازگشت
شکر خدا دعای سحرها گرفته است
دست مرا کرامت آقا گرفته است
 
شکر خدا که چشم همیشه حسینی‌ام
اشکی برای روز مبادا گرفته است
 
بالِ فرشته است برای تبر کش
اطراف چشم های ترم را گرفته است
 
اینجا حسینیه است ملائک نشسته اند
جبریل هم برای خودش جا گرفته است
 
این دستمال گریه ماه محرمم
امروز بوی چادر زهرا گرفته است
 
حالا نفس نفس زدن سینه های ما
عیسی شده است و طبع مسیحا گرفته است
 
دیروز بین خون خودش ریشه کرده بود
حالا درخت سیب شده ، پا گرفته است
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید