شادی برای تو، غم عالم برای من
از ماههای سال، محرم برای من
آوای آسمانی داوود مال تو
خاموشی مقدس مریم برای من
از عشق خود جدایم و جای گلایه نیست
این بود ارث حضرت آدم برای من
بی مهری است رسم محبت برای تو
تنهایی است مونس و همدم برای من
این زخمها معلم خندیدن منند
حیرانم از ترحم مرهم برای من
یوسف که نیستم، ولی آن بندهام که هیچ
نگذاشته است صاحب من کم برای من
بگذار عمر در گذر عشق طی شود
حتی اگر نشد که تو یک دم برای من
در هرکجای عالم اگر گریه می کنم
هرگوشه روضه ایست مجسم برای من
هم روضه خوانده آدم و خضر و خلیل و نوح
هم روضه خوانده حضرت خاتم برای من
جای شگفتی است که بی های های اشک
اسباب عیش نیست فراهم برای من
چون زینب از نظاره ی خورشید, روی نی
جز آه نیست مونس و همدم برای من
دوری ز کربلاست مرا دوری از بهشت
این بود ارث حضرت آدم برای من







