این مرد که در جنگ کفن پوش ترین است
دیریست که مظلوم ترین مرد زمین است
دیروز درِ قلعه ی خیبر به کفَــش بود
امروز ز بخت بد ما خانه نشین است
از دادِ نگاهش به سوی ابر شنیدم
بارانی آینده ی یک قطعه زمین است
با هیچ کسی باز نکرده سرِ صحبت
بر قاطبه ی مردم این شهر ظنین است
معصومیت عطر شبانگاهی گـُل بود
این مرد که با سجده هم آغوش ترین است



