ایهاالمظلوم
شعر و اشعار مناجات با امام حسین و صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریزهای متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز مراجعه فرمایید
مورد
نا مشخص
نا مشخصمناجات با امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
آه ای نفسی که داری اوج میگیری براش
نشکنی خود را نباید پر بگیری در هواش
 
گر زمینگیرش نباشی زندگی بی فایده ست
خاک عالم بر سرت وقتی نباشی خاک پاش
 
یار ما دربین ما هی رفت و آمد میکند
هرکسی نشناخت اورا وای بر روز سیاش
 
چشم بر دنیا ببند و حسن یوسف راببین
مثل یعقوبی که آخر سر گذشت از چشمهاش
 
بی سر و پایی شبیه من رفیقی ناب داشت
گنج انگاری که در ویرانه ها خوش بود جاش
 
پیش استادان تواضع داشتن دشوار نیست
مرد هستی با جزامی ها سر یک سفره باش
 
رتبه بالا و پایین با لباس و جامه نیست
خوب ثابت کرد این را شاه ما با بوریاش
 
از روی زین بر زمین افتاد و دندانش شکست
گفت دندان بشکندهم راضی ام من با رضاش
 
نیزه ها تکبیر میگفتند بین قتلگاه
تیغها تسبیح میدادند روی دست وپاش
 
شمر روی جانماز سینه اش سر میبرید
میبرید اما حسینم بود سرمست خداش
 
سربه روی نیزه دادو عاشقانش را خرید
هر دو دنیا خیر دیدیم از حسین و کربلاش
وحید محمدی
وحید محمدیمناجات با امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
مُهر کرده روی قلب ما خدا اسم تو را
از همان اول بلد بودیم ما اسم تو را
 
هر زمان در کارمان گیر و گره افتاده است
یا ابوفاضل مدد گفتیم یا اسم تو را
 
رزق و روزی همه ایل و تبارش می رسد
می بَرد هر لحظه، هر ساعت گدا اسم تو را
 
راهمان کوتاه شد، درها به رومان باز
هر زمان گفتیم بعد از ربّنا اسم تو را
 
آن زمانی توبه ی آدم قبول افتاد که
در میان گریه هایش زد صدا اسم تو را
 
پا به پای گریه کن ها خواهرت هم گریه کرد
کربلا شد هر کجا بردیم تا اسم تو را
 
ای فدای آن شهیدی که کنار علقمه
بعدِ یا زهرا صدا زد ابتدا اسم تو را
 
خوش به حال زائر صاحب دلی که می شنید
از در و دیوارهای کربلا اسم تو را
 
هر شب آوردیم به دستور”فابک للحسین”،
دست کم بین گریز روضه ها اسم تو را
 
بارهای بار در متن مقرّم دیده ام
پاره پاره قطعه قطعه زیر پا اسم تو را
 
حا و سین و یا و نونَ ت نامرتب شد حسین
پس مرتّب گریه کردم هر هجا اسم تو را
 
قسمتش یا کعب نی میشد وَ یا سیلیِ زجر
دخترت می بُرد آقا، هر کجا اسم تو را
بردیا محمدی
بردیا محمدیمناجات با امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
کشید چشمِ تو خورشید کامل ما را
گرفته وسعتی از نور ، محفل ما را
 
به سمت جَذْبه‌ی داغ تو جذب خواهد شد
هر آنکه خوب ببیند دلایل ما را
 
همه، بنی اَسَدِ بوریا‌ به‌ دستِ توائیم
به گُودِ عشق کشاندی قبایل ما را
 
همیشه پرچم تو روی دوشِ این خانه است
غمت حسینیه کرده ست منزل ما را
 
هزار روزَنِ اُمّید را در آن وا کن
لباس کهنه ی خود فرض کن دل ما را
 
چِقَدر تیغ فراقِ تو کُشته‌ مُرده گرفت…
خودت قصاص کن این‌بار قاتل ما را
 
قسم به دامن آتش گرفته ی طفلت
شرارِ هجر تو سوزانده حاصل ما را
 
منِ نشسته دمِ در..،غذا نمی خواهد
به کربلا برسان دست سائل ما را
 
فنونِ اهل جنون درس می دهد یک عمر…
بیا ببین هنر پیرِ عاقل ما را
 
اواخر همه ی ما کنارِ جز تو مباد!
تویی که خاطره کردی اوایل ما را
 
فرات؛ مِلکِ سند خورده‌ی اباالفضل است
سپرده اند به عبّاس ساحل ما را
 
همین که خورد زمین..،دستگیر عالم شد
هزار مرتبه حل کرده مشکل ما را
 
نوشته اند سرش روی نیزه بند نشد
همین به ضَجّه رسانده مقاتل ما را
 
عقیله بعد علمدار رو به علقمه گفت:
خدا بخیر کند وضع محمل ما را
 
سنان یکی دو قدم مانده تا بمن برسد
تو نیستی بِکِشی حدِّ فاصل ما را
یونس وصالی
یونس وصالیمناجات با امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
ما را نوشته اند ، مسلمانِ کربلا
تحتِ لوای قاریِ قرآنِ کربلا
 
مدیونِ حیدریم و غلامِ حسینِ او
آبِ نجف رسانده به ما نانِ کربلا
 
سرگرمِ خدمت اند ، در اینجا ملائکه
مانندِ مور ، نزدِ سلیمانِ کربلا
 
هر شب در آسمانِ حرم جلوه میکند
عباس ،‌ ماهِ کامل و تابانِ کربلا
 
از آسمانِ کرببلا عرش را ببین
از باب قبله جلوه ی یزدانِ کربلا
 
شب های جمعه صحن و سرا دیدنی تر است
زیرا که هست ، فاطمه مهمانِ کربلا
 
زهراست نوحه خوان و علی سینه میزند
خون می چکد ز چشمِ محبانِ کربلا
 
روز جزا شفاعت زهراست مختصِ…
گریه کنانِ شاهِ شهیدانِ کربلا
 
رحمت به «محتشم» که چه زیبا سروده است
ابیاتِ غم ، ز ماتمِ سلطانِ کربلا
 
« نگرفت دستِ دهر ، گلابی به غیرِ اشک
زان گل که شد شکفته به بُستانِ کربلا»
 
« از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حُرمتِ مهمانِ کربلا»
 
«زان تشنگان هنوز به عَیّوق میرسد
فریادِ العَطَش ز بیابانِ کربلا»
 
« آه از دمی که لشکرِ اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمه ی سلطانِ کربلا»
مناسبت‌های مرتبط

پیشنهادهای نزدیک به جستجوی شما